تبليغاتX
حرف های دل - یار و روزگار

نیست تا ببیند گونه های خیسم

رفت و دیگر نمیدانم کیسم

زخم زبان روزگار نیشم زند

گفتمت کاخراو هم می رود

گفتم که او یار من است

هر جا روم یاد من است

خندیدو گفت کار من است

غصه این جدایی از من است

با التماس کفتم مکن یار مرا رها بکن

باز خندید و گفت صبر کن در این جدایی تاب کن

گفتم گناهم گو پس مجازات کن

کفتا حال مرا مراعات کن

هر چه خواست گفت و هر چه خواست کرد

لیک لحظه ای اعتنا بر دل نکرد

رفت و دل چشم به راه او نشست

اری یارم تمام روزگار من است

امتیاز این اشعار متعلق به مدیر وبلاگ است.

+ نوشته شده توسط علی فرجی در Fri 2 Jan 2009 و ساعت 6:44 PM |


Powered By
BLOGFA.COM


05. Nafas.mp3
" controls="controlpanel" type="audio/x-pn-realaudio-plugin" autostart="true" height="30" width="106">
<-BlogPageTitle->